یادگارِعُمر آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
نويسندگان چهار شنبه 3 تير 1394برچسب:, :: :: نويسنده : علی
کریمخان زند پسر ایناق. علیمرادخان پس از شکست از کریمخان زند از شیراز به کرمانشاه رفت و شاه اسماعیل سوم که قبلاً به پادشاهی نشسته بود به کریمخان پیوست (١١٦٥ ه.ق.) و کار کریمخان بالا گرفت و چون خویشتن را وکیل وی کرده بود به وکیل معروف شد. علیمرادخان در کرمانشاه سپاهی فراهم آورد و به مقابلۀ کریمخان شتافت، اما در ناحیۀ بیل آور شکست خورد و به دست محمدخان زند کشته شد. محمدخان از بزرگان زندیه بود که از کریمخان روی گردان شده و به علیمرادخان پیوسته بود. اما پس از کشتن علیمرادخان مورد عفوکریمخان قرار گرفت. پس از این واقعه، کریمخان برای دفع محمدحسن خان به گرگان لشکر کشید، اما کاری از پیش نبرد. در این میان، شاه اسماعیل سوم به اردوی محمدحسن خان پیوست و او را نایب السلطنه کرد، بدین جهت شکست در سپاه کریمخان افتاد و به اصفهان عقب نشست. در نبرد دیگری که در سال ١١٧١ ه.ق. درگرفت، کریمخان از اصفهان به شیراز رفت و متحصن شد. اما سپاه محمدحسن خان نتوانست محاصرۀ شیراز را ادامه دهد و ناچار به استراباد بازگشت و در جنگی به دست شیخ علیخان زند کشته شد. از رقبای دیگر کریمخان آزادخان افغان سردار سپاه نادر بود که داعیه سلطنت داشت. در ١١٦٧ ه.ق. در نبردی که میان او و کریمخان در ناحیۀ بروجرد درگرفت کریمخان شکست خورد، اما سرانجام کریمخان بر او غلبه کرد و او در ١١٧٥ ه.ق. خود را تسلیم کریمخان کرد و تا آخر عمر مورد محبت خان زند بود. در سالهای ١١٧٤ و ١١٧٥ ه.ق. کریمخان به دفع فتحعلیخان افشار آرشلو پرداخت. ابتدا در ناحیۀ قره چمن از وی شکست خورد، اما سرانجام بر وی غلبه کرد و فتحعلیخان به ارومیّه گریخت. کریمخان ٩ ماه ارومیّه را محاصره کرد و در ١١٦٧ ه.ق. فتحعلیخان تسلیم شد و مورد محبت او قرار گرفت، اما چون سوء نیت وی بر کریمخان مسلم شد امر به کشتن او داد. در ١١٧٧ ه.ق. والی بغداد به تحریک مولی مطلب مشعشعی به خوزستان تاخت. کریمخان به خوزستان رفت و طایفۀ آل کثیر و کعب را سرکوب کرد و لشکری به سرکردگی صادق خان برادر خویش به بصره فرستاد و آنجا را تصرف کرد. پس از این به تنظیم امور پرداخت و در آباد کردن شیراز کوشش بسیار نمود و سرانجام در ١١٩٣ ه.ق. در شیراز درگذشت. مدت سلطنتش سی سال و هشت ماه و نه روز بود. کریمخان تنومند، قوی هیکل، نیرومند، شجاع و رئوف بود و با پیروان مذاهب مختلف به عدل رفتار میکرد. در لباس تکلف نمی کرد و گاهی لباسش مندرس مینمود. خود را به جواهر نمیآراست شبها مجلس عیش میآراست و شراب میخورد، اندک میخوابید و روزی دو بار سلام عام میداد مسکوکات وی نقشی چنین داشته است: تا زر و سیم در جهان باشد که در بالای آن کلمۀ یا کریم نقش کرده بودند. سجع مهر وی این بوده است: ********** زند. [ زَ ] (اِخ) نام طایفه ای از الوار (لُرها) که کریم خان و تنی چند از آن طایفه حکومت ایران یافتند و مردمانی دلیر بوده اند و آخرین ایشان لطفعلیخان زند بوده. نام طایفه ای از لرها که کریم خان و اخلاف وی از آن طایفه اند و قبل از قاجاریه در ایران مدتی سلطنت کردند. |
|||
|