یادگارِعُمر آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
نويسندگان پسگردنى زدن و خوردن
روزى جُحا در بازار میـرفت كه شخصى ناگهان پسگردنى محكمى به او زد. سه شنبه 16 ارديبهشت 1393برچسب:أبوعمرو شیباني, :: :: نويسنده : علی
اسحاق بن مرار شیبانی کرمانی اسحاق بن مرار شیبانی کرمانی مکنی به ابوعمرو. متوفی بسال ٢٠٦ ه.ق. او راست : شف المؤمل یوم الحیرة النظر و چشم وی کور شد. و مجنون بنی عامر گفت : فلو کنت اعمی اخبط الارض بالعصا سپس کور و کر گردید. ابوشبل در هجو ابوعمرو شیبانی گوید : قد کنت ارجو اباعمرو اخاثقة و محمد بن اسحاق الندیم گوید او راست : سه شنبه 16 ارديبهشت 1393برچسب:شیخ سیف الدِّین باخرزی, :: :: نويسنده : علی
هر شب به مثالِ پاسبانِ كويت سه شنبه 16 ارديبهشت 1393برچسب:, :: :: نويسنده : علی
در جستجوى حقّ شو و شبگير كن از آنك ابوحیّان اثیرالدّین محمّد بن یوسف بن عليّ غَرناطی اَندُلُسی جَیّانی. یکی از ائمۀ لغت عرب. اصلاً بربری است. مولد او در غَرناطه به سال ٦٥٤ ه.ق. بوده است. مقدمات علوم را در همان شهر بیاموخت و سپس به شهرهای بلش و مالقه و مریه شد و در بلاد مزبوره به تحصیل علوم پرداخت و از آنجا به شمال افریقیه و مصر سفر کرد و نزد ابن نحاس تا سال ٦٩٨ ه.ق. به تحصیل نحو پرداخت و پس از وی در تدریس نحو جانشین معلم خویش گشت. او در اول پیرو مذهب ظاهریه بود و ابن حجر که شرح حال او را نوشته گوید ابوحیان حتی در نحو هم ظاهری است چه او سعی داشت از آراء ائمۀ نحو و بالخاصه سیبویه تخلف نشود و پس از آن مذهب شافعی گرفت و تألیفات وی تنها در علم نحو نیست بلکه او را در علوم قرآن و حدیث نیز مؤلفاتی است و کتابی نیز در شصت مجلد در تاریخ اندلس داشته است که در دست نیست و از کلیۀ تألیفات او که بالغ بر ٦٥ کتاب است جز ده کتاب ظاهراً باقی نمانده است. ابوحیان قریحۀ شعر نیز داشت و قطعاتی از وی نقل شده است و او علاوه بر زبان عرب، فارسی و ترکی و حبشی نیز میدانسته است چنانکه منطق الخرس فی لسان الفرس و کتاب الافعال فی لسان الترک و کتاب زهو الملک فی نحو الترک و رجز نور الغبش فی لسان الحبش از اوست، و این کتاب اخیر ناتمام مانده است. و از مؤلفات دیگر اوست : کتاب التذییل والتکمیل فی شرح التسهیل. التنحیل الملخص من شرح التسهیل. الشذرة الذهبیة فی علوم العربیة. کتاب نحات اندلس. کتاب شذا فی مسئلة (کذا). کتاب المبدع فی التصریف. کتاب الملخص عن شرح سیبویه للصفار. کتاب المبین فی تاریخ الاندلس در ٦٠ مجلد. کتاب الارتضاء فی الضاد و الظاء. کتاب ارتشاف الضرب فی لسان العرب. کتاب البحر المحیط فی التفسیر و مختصر آن موسوم به النهر الماد من البحر. کتاب الحلل الحالیة فی اسانید القرائة العالیة. تذکرة فی العربیة. کتاب خلاصة التبیان فی المعانی و البیان. کتاب البر الجلی و النظر الخفی. کتاب تحفة الاریب فیما فی القرآن من الغریب. کتاب شرح الالفیة موسوم به منهج السالک. کتاب التجرید لاحکام سیبویه. التذکرة. الموفور. التقریب مختصر المقرب. التدریب. غایةالاحسان. النکت الحسان. کتاب الفضل فی احکام الفصل. اللمحة. عقداللئالی. نکت الامالی. النافع فی قرائة نافع. الاثیر فی قرائة بن کثیر. المورد الغمر فی قرائة ابی عمرو. الروض الباسم فی قرائة عاصم. المزن الهامر فی قرائة بن عامر. الرمزة فی قرائة حمزة. تقریب النائی فی قرائة الکسائی. غایة المطلوب فی قرائة یعقوب. قصیدة النیر الجلی فی قرائة زید بن علی. الوهاج فی اختصار المنهاج. الانورالاجلی فی اختصار المحلی. الاعلام بارکان الاسلام. نثر الزهر و نظم الزهر. نظر الحسبی فی جواب اسئلة الذهبی. فهرست مسموعاتی. نوافث السحر فی دمائث الشعر. تحفة الندس فی نحاة اندلس. الابیات الوافیة فی علم القافیة. جزء فی الحدیث. مشیخة بن ابی منصور. کتاب الادراک للسان الاتراک. نفحة المسک فی سیرة الترک. و کتبی که ناقص و ناتمام از وی مانده است : مسلک الرشد فی تجرید مسائل نهایة [شاید: تهافت ؟] ابن رشد. منهج یا تهیج السالک فی الکلام علی الفیة ابن مالک و شاید این کتاب همان منهج السالک سابق الذکر است. نهایة الاغراب فی علم التصریف والاعراب. رجز مجانی العصر فی آداب وتواریخ اهل العصر. المخبور فی لسان الیحمور. و قطعۀ ذیل از اشعار او است : عدای لهم فضل علی و منة و حاجی خلیفه دو کتاب ذیل را نیز به ابوحیان نسبت کند : کتاب نضار. کتاب المفردات. وفات او به سال ٧٤٥ ه.ق. بوده است. محنة. جاحِظ. عمرو بن بحربن محبوب بن فزارة الکنانی البصری، مکنی به ابوعثمان و معروف به جاحظ. رئیس فرقۀ معروف جاحظیه از فرقه های معتزله. وی در حدود سنۀ 160 ه.ق. در بصره تولد یافت و در همانجا زندگی میکرد و درک خدمت اصمعی و ابی عبیده و ابی زید و غیر ایشان را نمود و از ایشان استفاده ها کرد و با بسیاری از نویسندگان و مترجمین فارسی و سریانی آمیزش داشت، و بیشتر عمر خود را در بصره گذراند و مانند علماء و ادباء زندگانی میکرد. او ببغداد بسیار سفر میکرد و در عهد وزارت محمد بن الزیات نزد وی رفت و بیشتر این مدت را در سرمن رأی مقیم بود. بعد از آن در بصره اقامت کرد تا در سنۀ 255 ه.ق. به مرض فالج در همانجا وفات یافت. جُحی (جُحا). دجین بن ثابت، مکنی به ابوالغض و مشهور به جحا است. وی از قبیلۀ فزاره بود ودر اوایل قرن دوم هجری در کوفه میزیست و با ابومسلم خراسانی معاصر بود. حکایات مضحکی از او منقول است. دو شنبه 15 ارديبهشت 1393برچسب:مُنتَصِرِ عباسی یازدهمین خلیفۀ عباسی, :: :: نويسنده : علی
مُنتَصِرِ عباسی. ابوجعفر محمد بن جعفر المتوکل. یازدهمین خلیفۀ عباسی که پس از کشتن پدر، شش ماه بیش خلافت نکرد و در سال 247 یا 248 ه.ق. وفات نمود. المُنْتَصِر العَبَّاسي دو شنبه 15 ارديبهشت 1393برچسب:مستعین دوازدهمین خلیفۀ عباسی, :: :: نويسنده : علی
مستعین بالله (المُستَعینُ بِالله ...) لقب احمد بن محمد (المتوکّل) بن معتصم بن هارون الرّشید، مکنی به ابوالعباس، دوازدهمین تن از خلفای عباسی. وی به سال ٢١٩ ه.ق. در سامراء متولد شد و در همین شهر اقامت گزید و در سال ٢٤٨ ه.ق. بعد از درگذشت المنتصر بن المتوکل در همین شهر با وی بیعت شد. در عهد خلافت او شورشهای بسیاری در سرزمین خلافت رخ داد از جمله برخی از مردم شورشی توانستند المعتزّ را که در سامراء زندانی بود از زندان رها سازند و با او بیعت کنند و برای کشتن المستعین روانۀ بغداد گشتند. المستعین چون چنین دید از خلافت کناره گرفت و در اوایل سال ٢٥٢ ه.ق. با گرفتن مقداری از اموال همراه خانوادۀ خود رهسپار شهر واسط گشت و بعد از ده ماه از آنجا به القاطول منتقل شد و به دست حاجب المعتز به نام سعید بن صالح به قتل رسید. |
|||
![]() |