یادگارِعُمر
درباره وبلاگ


حافظ سخن بگوی که بر صفحۀ جهان ------- این نقش ماند از قلمت یادگارِ عُمر ---------- خوش آمدید --- علی
نويسندگان
چهار شنبه 13 آذر 1392برچسب:, :: :: نويسنده : علی

 أَبُو مُوسى الأشْعَريّ
(21 ق.ه
44 ه.ق
602 - 665 م)
عبد الله بن قيس بن سليم بن حضار ابن حرب،
أبو موسى،
من بني الأشعر،
من قحطان:
صحابي،
من الشجعان الولاة الفاتحين،
و أحد الحكمين اللذين رضي بهما علي و معاوية
بعد حرب صفين.
ولد في زبيد (باليمن)
و قدم مكة عند ظهور الإسلام،
فأسلم،
و هاجر إلى أرض الحبشة.
ثم استعمله رسول الله صلى الله عليه و سلم
على زبيد و عدن.
و ولاه عمر بن الخطاب البصرة سنة 17 ه،
فافتتح أصبهان و الأهواز.
و لما ولي عثمان أقره عليها.
ثم عزله،
فانتقل إلى الكوفة،
فطلب أهلها من عثمان توليته عليهم،
فولاه،
فأقام بها إلى أن قتل عثمان،
فأقره عليّ.
ثم كانت وقعة الجمل
و أرسل عليّ يدعو أهل الكوفة لينصروه،
فأمرهم أبو موسى بالقعود في الفتنة،
فعزله عليّ،
فأقام إلى أن كان التحكيم
و خدعه عمرو بن العاص،
فارتد أبو موسى إلى الكوفة،
فتوفي فيها.
و كان أحسن الصحابة صوتا في التلاوة،
خفيف الجسم،
قصيرا.
و في الحديث: سيد الفوارس أبو موسى.
له 355 حديثا.

چهار شنبه 13 آذر 1392برچسب:, :: :: نويسنده : علی

ابوموسی .
[ اَ سا ]
(اِخ)
اشعری .
عبدالله بن قیس بن سلیم .
صحابی است .
او از مردم قریۀ رِمَع
یکی از قرای یمن
و از قبیلۀ اشعر یمن است .
او پیش از هجرت از یمن بمکه شد
و اسلام آورد
و پس از فتح خیبر بحبشه هجرت کرد
و سپس از حبشه بمدینۀ منوّره بازگشت .
و به سال دهم هجرت
به امر رسول صلی الله علیه و آله
والی قسمتی از یمن گردید.
در خلافت عمر به سال ١٧ ه.ق والی بصره
و به سال ٢٢ بنا بر تقاضای اهل کوفه حکمران آن شهر گردید
و لکن نتوانست اهل کوفه را راضی سازد
و پس از یکسال بمنصب اول خود ولایت بصره ، بازگشت
و تا چند سال از خلافت عثمان بهمین سمت باقی بود.
در زمان خلافت عمر دست میسان و مذار و اهواز و شوش و اصفهان و نصیبین را او فتح کرد
و یکبار نیز مغضوب عمر گردید
و در خلافت عثمان شهر ری بصلح بدست او مفتوح شد.
پس از عزل از بصره بکوفه رفت تا در آنجا متوطن شود
و عثمان در سال ٣٤ او را والی کوفه کرد
و هنگام خلافت علی علیه السلام
که کوفه پای تخت شد
ابوموسی از منصب خود معزول و از عمل برکنار بود تا پس از جنگ صفین
که قرار بر حکمین شد
ابوموسی به اصرار جمعی از اهل کوفه
از طرف امیرالمؤمنین علیه السلام حکم گردید
و از عمرو بن عاص فریب خورد
بتفصیلی که در تواریخ مسطور است
و هر دو گروه از او ناراضی شدند
و او بمکه گریخت
و در آنجا نیز نتوانست بماند
پس بکوفه برگشت
و بهمانجا درگذشت
و در سال وفات او اختلاف است
برخی سال ٤٢ و برخی دیگر٥٢ ه.ق گفته اند
و قبر او در ثویّه موضعی بکوفه است .
وصاحب مجمل التواریخ آرد که
ابوموسی اشعری در سنۀ ثمان عشر (١٨ ه.ق)
نامه ای به عمر خطاب نوشته بود و مخاطبت کرده :
لعبدالله عمر امیرالمؤمنین .
عمر گفت
والله که چنین است
بندۀ خدایم
و عمر نامم
و امیر مؤمنانم
از آن پس او را امیرالمؤمنین خواندند
و پیش از آن او را خلیفت خلیفت پیغامبر گفتندی .
از ابوموسی روایاتی در تفسیر است .

چهار شنبه 13 آذر 1392برچسب:, :: :: نويسنده : علی

صفین .
[ ص ِف فی ]
(اِخ)
و اِعراب آن اِعراب جموع و مالاینصرف است .
ابی وائل شقیق بن سلمة را گفتند
اشهدت صفین ؟
گفت :
نعم و بئست الصفون .
و آن موضعی است
قرب رقه
بر شاطئ الفرات
از جانب غربی بین رقه و بالس
و بدانجا حرب صفین بود
در غرۀ صفر
به سال ٣٧
بین علی رضی الله عنه و معاویه
و در شمار اصحاب هر یک اختلاف است گفته اند
معاویه با یکصد و بیست هزار بود و
علی با نود هزار و
گفته اند
علی با یکصد و بیست هزار بود و
معاویه با نود هزار و
این درست تر است .
و در این نبرد از دو لشکر هفتاد هزار تن کشته شد
بیست و پنج هزار تن از لشکر علی
و چهل و پنج هزار کس از لشکر معاویه
و از لشکر علی بیست و پنج صحابۀ بدری به قتل رسید
و مدت توقف آنان به صفین صد و ده روز بود
و نود جنگ بدان جا رخ داد
و شعراء وصف صفین بسیار گفته اند...
(معجم البلدان)

چهار شنبه 13 آذر 1392برچسب:, :: :: نويسنده : علی

صفر.
[ ص َ ف َ ]
(ع اِ)
نام دومین ماه از ماههای عربی
پس از محرم و پیش از ربیع الاول
و در جاهلیت آن را ناجر گفتندی .
ج ، اصفار.
جنگ صفین در غرۀ این ماه
به سال سی و هفتم هجری بود.
و بقولی ولادت حضرت باقر (ع) در این روز است
و روز هفتم صفر
شهادت حسن بن علی علیه السلام است
به سال پنجاهم
و روز ولادت موسی بن جعفر (ع) امام هفتم شیعیان است
به سال ١٢٨ ه.ق
و عامۀ مردم روز سیزدهم صفر را نحس شمارند.
و بیستم آن اربعین است
یعنی چهلم شهادت حسین علیه السلام
و روز بیست و هشتم آن
رحلت رسول اکرم (ص) است
و روز آخر این ماه
بقولی روز شهادت حضرت رضا (ع) میباشد.
مؤلف غیاث اللغات آرد:
این نام مأخوذ است از صِفر بمعنی خالی
چرا که چون این ماه صفر بعد از محرم واقع است
قبل از ظهور پیغمبر ما (ص) قتال در ماه محرم حرام بود.
از این سبب در ماه صفر مردم عرب برای قتال میرفتند
و خانه ها را خالی میگذاشتند.
و بعضی نوشته اند که
بوقت وضع کردن اسم این ماه
موسم خزان و ایام برگ ریز بود
و برگ درختان زرد می شدند،
لهذا این ماه را صفر نام کردند،
در این صورت مأخوذ از صُفر است
که بمعنی زردی باشد.
(غیاث اللغات ).
ظاهراً این وجه تسمیه بر اساسی نیست
.

چهار شنبه 13 آذر 1392برچسب:, :: :: نويسنده : علی

... و لحروف العربیّة ستّة عشر مخرجا :
فللحلق منها ثلاثة
فأقصاها مخرجا :
الهمزة و الهاء و الألف
و من أوسط الحلق مخرج :
العین و الحاء
و أدناها مخرجا من الفم :
الغین و الخاء ...

الکتاب
سیبویه
قرن دوم ه.ق
ج 4
ص 433
س 3

سه شنبه 12 آذر 1392برچسب:, :: :: نويسنده : علی

مبرَّد.
[ م ُ ب َر رَ ]
(اِخ)
محمد بن یزید بن عبدالاکبر
الازدی
بصری
مشهور به مبرد.
مکنی به ابوالعباس .
وی نحو را از حرمی و مازنی و غیر آن دو فرا گرفت ،
وبرخی او را بصری و یمنی گفته اند.
مولد او بسال ٢٠٧ یا٢١٠ بود
و در٧٧ سالگی بسال ٢٨٥ در بغداد درگذشت
ودر گورستان دارالکوفه مدفون است .
ادب را بر مازنی وابوحاتم سجستانی آموخت .
و نفطویه و جز او نزد وی تعلیم گرفتند.
وی با ابوالعباس احمد بن یحیی ملقب به ثعلب معاصر بود
و تاریخ ادباء به آن دو ختم شد.
مبرد دوست می داشت که با ثعلب فراهم آید
و ثعلب اجتماع با او را ناخوش می داشت .
جعفر بن محمد بن حمدان فقیه موصلی
که دوست مبرد و ثعلب بود، گفت :
از ابوعبدالله دینوری پرسیدم
چرا ثعلب نمی خواهد با مبرد هم مجلس شود.
گفت
چون مبرد خوش سخن ، نیکوبیان ، گشاده زبان است ،
و مذهب ثعلب مذهب معلمان است .
چون در مجلسی فراهم آیند
به ظاهر حکم به نفع مبرد کنند
تا آنگاه که باطن معلوم شود.
وی به بغداد سکونت جست
و در نحو و لغت امام شناخته گشت .
او را در ادب تألیف های نافع است
که مشهورترین آنان کتاب «الکامل» در لغت میباشد
که از ارکان ادب وکلام بشمار میرود.
مبرد لقب محمد بن یزید النحوی بصری است
بدان جهت در براده نشسته درس می گفت .
و نیز او راست :
المقتضب ،
اعراب القرآن ،
طبقات النحاة المبصریین
و نسب عدنان و قحطان .

سه شنبه 12 آذر 1392برچسب:, :: :: نويسنده : علی

سیبویه .
[ ب ِ وَی ه / بوی َ ]
(اِخ)
عمرو بن عثمان ...،
مکنّی به ابوبشر
یا ابوالحسن .
ایرانی
و از مردم شیراز است
و «إمام النُّحاة» لقب اوست .
او نحو را از
خلیل ،
عیسی بن عمر،
یونس
و جز آنان فراگرفت
و علم لغت از
ابی الخطاب اخفش کبیر و جز او کسب کرده .
او راست :
الکتاب در نحو،
کتابی که علمای سلف و خلف از تألیف مانند آن عاجز آمدند.
و او به روزگار رشید
در٣٢ سالگی
به قصد درک خدمت یحیی بن خالد
به عراق رفت
و در حضور یحیی کسائی
و اخفش را با او مناظره رفت
و یحیی ده هزار درهم بدو داد
و او به بصره
و از آنجا به موطن خویش شیراز بازگشت
و در آنجا در چهل واند سالگی به سال ١٧٧ ه.ق درگذشت .
گویند
هر کس که درصدد آموختن و تعلم الکتاب برمی آمد،
ابوالعباس مبرّد بدو می گفت :
«رکبت البحر»،
یعنی به دریا درشدی
و از این سخن تعظیم و استعظام این کتاب را میخواست .
و مازنی می گفت :
پس از الکتاب ،
در نحو
کتابی بزرگ نوشتن
شرم آور است .
و گویند اصل سیبویه سیب بویه است
به معنی بوی سیب .
از جمله وقایع حیات وی
مناظرۀ او با کسایی در حضور یحیی بن خالد است .
در مورد قرائت جملۀ :
«قد کنت اظنّ
انّ العقرب اشدّ لسعة من الزّنبور
فاذا هوهی
و قالوا ایضاً
فاذا هو ایّاها»
سیبویه صورت دوم را انکار کرد
و سرانجام خصمان به قضاوت عربی از مردم بادیه رضا دادند
و آن داور به کسایی فتوی داد
و سیبویه عراق را ترک گفت .
یکی ماجرا را به نظم آورده .
و شعر او به قصیدۀ زنبوریه معروف است .

سه شنبه 12 آذر 1392برچسب:, :: :: نويسنده : علی

همزۀ وصل :
همزه ای را نامند که
چون به حرفِ ماقبل پیوندد
از دَرجِ کلام، ساقِط باشد
چنانچه در بسم الله. و نیز در

اقْرَأْ
اسْتَغْنى‏ [باب استفعال]
اسْجُدْ
اقْتَرِبْ [باب افتعال]
اغْدُوا
انْطَلَقُوا [باب انفعال]
اصْبِرْ
اجْتَبا [باب افتعال]
انْقُصْ
اتَّخِذْ [باب افتعال]
اهْجُرْ
اسْتَغْفِرُوا [باب استفعال]

سه شنبه 12 آذر 1392برچسب:, :: :: نويسنده : علی

الدُّعَاءُ لِلدَّيْنِ

... عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ [الصّادق] (ع) قَالَ :
أَتَى النَّبِيَّ (ص) رَجُلٌ
فَقَالَ :
يَا نَبِيَّ اللهِ
الْغَالِبُ عَلَيَّ الدَّيْنُ
وَ وَسْوَسَةُ الصَّدْرِ.
فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ (ص) :
قُلْ

" تَوَكَّلْتُ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لَا يَمُوتُ
وَ الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ صَاحِبَةً وَ لَا وَلَداً
وَ لَمْ‏ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ
وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً "

قَالَ :
فَصَبَرَ الرَّجُلُ مَا شَاءَ اللهُ
ثُمَّ مَرَّ عَلَى النَّبِيِّ (ص)
فَهَتَفَ بِهِ
فَقَالَ :
مَا صَنَعْتَ ؟
فَقَالَ :
أَدْمَنْتُ مَا قُلْتَ لِي يَا رَسُولَ اللهِ
فَقَضَى اللهُ دَيْنِي
وَ أَذْهَبَ وَسْوَسَةَ صَدْرِي
.

الكافي
ج 2
ص 554

 

سه شنبه 12 آذر 1392برچسب:, :: :: نويسنده : علی

 أَبُو حَمْزَة الثُّماليّ
(... - 150 ه.ق ... - 767 م)
ثابت بن دينار
الثُّمالي
الأزدي بالولاء،
أبو حمزة :
من رجال الحديث الثقات عند الإمامية.
و روى عنه بعض أهل السنّة.
و هو من أهل الكوفة.
قتل ثلاثة من أولاده مع زيد بن علي بن الحسين.
و كان الرضا (علي بن موسى) يقول :
هو لقمان زمانه.
و كان أبوه مولى للمهلب بن أبي صفرة.
له كتاب في «تفسير القرآن»
و كتاب «الزهد»
و كتاب «النوادر».

ابوحمزۀ ثُمالی.
[ اَ ح َ زَ ی ِ ث ُ ]
(اِخ)
ثابت بن دینار محدث .
از تابعین است
و خدمت علی بن الحسین
و ابوجعفر
و ابوعبدالله
و ابوالحسن موسی الکاظم علیهم السلام را دریافته است
و از هر چهار امام روایت دارد.
پدر او دینار
از اصحاب امیرالمؤمنین علی علیه السلام بوده است .
ابوحمزه راست :
کتاب تفسیرالقرآن .
و دعای ابوحمزه از ادعیۀ مأثورۀ مشهوره است .
وی به سال ١٥٠ ه.ق وفات یافت .



آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 64
بازدید دیروز : 781
بازدید هفته : 2209
بازدید ماه : 13531
بازدید کل : 189766
تعداد مطالب : 2000
تعداد نظرات : 1
تعداد آنلاین : 1

Alternative content